وب لژیون هفتم نمایندگی سمنان؛ آقای مجید دربانی
درمان اعتیاد و سیگار ...
درباره وبلاگ


درمان اعتیاد و سیگار در کنگره60 نمایندگی سمنان

مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ؛علی عربی
به نام قدرت مطللق الله..

جلسه دهم ،از دورهء سی سوم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگرهء 60 نمایندگی سمنان روز پنج شنبه درتاریخ:  96/11/12  با استادی مسافر "مجید" و نگهبانی مسافر " حسن " و دبیری مسافر "رضا"با دستور جلسهء "شربت OT" راس ساعت ۱۷شروع به کار کرد.


در ادامه مراسم تولد اولین سال رهایی یکی از خدمتگذاران نمایندگی  سمنان مسافر آقای مسعود برگزار گردید.



خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروزمان ot ھست و یک جورایی شکر گذاری از ot است در باب دستور جلسه امروز اگر بخواھیم از مزیتھای داروی ot را نسبت به داروھای دیگر توضیح بدھیم شاید وقت نباشد. ھمین قدر بدانیم برای اینکه من به عنوان یک مسافر و رھجو در کنگره 60 شربت شفابخش ot را مصرف بکنم زحمتھای زیادی کشیده شده است کارھای خیلی زیادی پشت پرده انجام می شود تا من خیلی راحت و با اعصاب و خیال آسوده سر یک ساعت مشخص بدون معطلی خیلی راحت بروم در یک کلینیک و مصرف داروی یک ھفته ام را بگیرم به نظر من باید به خدمتگذارانی که در این عرصه دارند خدمت می کنند باید از آنها تشکر شود و یک خدا قوت به آنھا می گوییم. در مرحله دوم فکر کنم برای خود دارویot و آن تقدسش، یعنی اینکه برای ما بچه ھای کنگره 60 یک داروی مقدس نه اینکه جنبه خدایی داشته باشد و اصلاً تقدسش برای این است که ما یک جورایی به این باور رسیده ایم که تنھا داروی مناسب برای درمان انواع مواد مخدر شربت ot ھست و باید برای آن ارزش قائل باشیم.

دارویی که داریم از آن اگر می خواست ot  نباشد ھمانطور که قدیمی ھا می دانند و مستحضر ھستند قبلاً مصرف مسافرھا در کنگره ھمان تریاک مصرفیشان بود و یک سری مشکلات خاص خودش را داشت تھیه اش یک مصیبت بود و مصرفش یک مصیبت دیگر، اندازه گیری آن یک مصیبت دیگر، حالا بماند که قبلش کشیدنی بود و بعدش خوراکی باید می شد.داروی درمان از ھمان اول تریاک بود ولی طریقه مصرف و تھیه اش خیلی فرق می کرد و مصیبت ھایی که می کشیدند چه بسا برای تھیه مواد گیر می افتادند و مشکلات داشتند و یک روز خوب بود و یک روز بد بود و یک روز کم می دادند و یک روز زیاد به آنھا می دادند و به صورت دقیق نمیشد اندازه گرفت.تا اینکه داروی ot با تلاش زیاد ساخته شد و در دسترس دوستان قرار گرفت و الآن آنھایی که از این شربت درست استفاده نمی کنند اول به خودشان و به خیلی ھای دیگه دارند ظلم می کنند باید درست از آن استفاده شود.اگر این دارو نبود چه مصیبتھایی باید می کشیدیم.

اما بخش دوم جلسه تولد آقا مسعود است و خوب چھره آقا مسعود برای بچه ھای کنگره سمنان آشنا است چون ھمه از نشریات استفاده می کنند وبه کرارات پیش آقا مسعود رفتند و با ایشان برخورد مستقیم داشتند. امروز ما در شعبه سمنان شاھد تولد یک خدمتگذار ھستیم حالا تو جایگاه ھای مختلف خدمت کرده است.حالا انشالله تو جایگاه ھای خدمت بعدی خدمت خواھد کرد و ماندگار خواھد بود.در سایت بوده و دبیری را گذرانده و تا آنجایی که می توانسته خدمت کرده است. حالا اگر خوب بوده یا بد قضاوتش با شما است. اگر در مورد مسعود بخواھم بگویم مسعود سفر هم بد و هم سفر خوبی داشت.در اوایل سفر اول که آن باور ھنوز شکل نگرفته بود یا اعتقادی به سیستم کنگره نداشت یا آموزش ھایش ضعیف بود نمی دانم؛ ھر چه که بود خیلی بی نظم می آمد و رو برنامه نبود و بخاطر شرایط شغلی که داشت موقعیت مصرف برایش زیاد بود.

ولی در یک مقطع از سفر آن جرقه خورد و آن دیدگاه شکل گرفت حالا دلیل دقیق این شکل گرفتنش را نمی دانم؛ ولی وقتی که این جرقه خورد خیلی خوب سفر کرد و بی داد که صدای ھمسفرش را در آورده بود یک جورایی افراط و تفریط تو سفرش بود بحمدالله به آن نقطه ای که باید می رسید،رسید و یاد گرفت که باید چکار کند و درست سفر کرد و پیگیر آموزش ھایش بود ولی یک مقطع باز خیلی زیاد مسافر شد ما می گفتیم که آقا، سی دی زیاد گوش بدید؛ آنقدر سی دی زیاد گوش میداد چه جوری سفر کند و چطوری زندگی کند. الان ھم فکر می کنم شرایط خوبی داره و خدمت گذار خوبی بوده از نظر من و خوشحالم که امروز در جایگاه خدمتی کنگره ھست؛که امروز را برایش جشن بگیریم؛ این روز قشنگ را به خودش و خانواده اش و به راھنمای ھمسرش تبریک می گویم و در راس ھمه به جناب مھندس تبریک می گویم و به زحمتکشان شعبه سمنان که واقعاً زحمت کشیدند که تو این مسیر قرار بگیره و امیدوارم که بمونه و خوب خدمت بکند و جایگاه خیلی بالاتر و شال ھای رنگی را تجربه کند حالا فرقی نمی کند ھر رنگی باشد تا بتواند در زندگی خودش ماندگار شود.

از اینکه به صحبت های من گوش دادید متشکرم.

اهدای گل نمادین به یکی از عزیزان نمایندگی سمنان


در ادامه مراسم تولد اولین سال رهایی آقای مسعود  را با شکوه فراوان در کنار هم جشن گرفتیم.

اعلام سفر ایشان:

(مدت تخریب: 20 سال.) (آنتی ایکس مصرفی : شیره ، شیشه ) (مدت سفر: 13 ماه و 12 روز) (نام راهنما: آقای مجید )  (ورزش مورد علاقه: فوتبال) (رهایی : 1سال )

سفر سیگار (تخریب: 25 سال) (مدت سفر 14 ماه ) (نام راهنما: آقای میثم ) (مدت رهایی : یک ماه  ) 

آرزوی تولد ایشان : ھر کسی که در اینجاست ، لایق بھترین ھاست و امیدوارم که بعد از رھایی یک شغل خوب با درآمد بالا نصیب آنها شود.


خلاصه سخنان آقای مسعود:

منم خیلی خوشحالم که برای اولین بار این جایگاه را تجربه می‌کنم حس خوبی دارم و در کنار شما بودن برای من افتخار بزرگ و لذت بخشی است.من اگر بخواهم از دوران تخریبم برایتان بگویم،حدود 22 سال تخریب داشتم و به‌واسطه‌ی مصرف مواد مخدر روزگارمان به‌سختی می‌گذشت.مواد مخدر برایم مثل سرطان شده بود زیرا راه درمانی برایش پیدا نمی‌کردم و به هرجایی که چنگ می‌انداختم به‌جز ناامیدی چیز دیگری نصیبم نمی‌شد.من زمانی که تخریبم تریاک بود زیاد روی زندگی‌ایم تأثیری نداشت ولی بعدازآن که فریب حرف مردم را خوردم که می‌گفتند شیشه اعتیاد چندانی ندارد و با آن می‌توان تریاک را به‌سادگی کنار گذاشت.من حتی تریاک را با شیشه دو سه سالی کنار گذاشتم ولی دوباره مصرفم شروع شد و این بار تریاک و شیشه و حشیش را باهم مصرف می‌کردم.تصور من این‌گونه بود که هم‌سفرم از مصرفم چیزی نمی‌داند و واقعاً هم پیش هم‌سفرم جوری نشان می‌دادم که من هیچ‌چیزی مصرف نمی‌کنم و تا زمانی که 4 الی 5 ماه سفر بودم هم‌سفرم را بردم جلوی در کنگره(میدان جمهوری) و تابلو را به او نشان دادم و از آن بعد دیگر آن را علنی کردم زیرا دانیال،پسرم همیشه همراه من می‌آمد و به این دلیل که من کارم دفتری بود،شک می‌کردند که من کجا می‌روم.و از طرفی کنگره به من آموخت که اگر همسفر داشته باشی می‌توانی بهتر و راحت‌تر سفر کنی.من در 5-4 ماه اول سفرم،همان‌طور که راهنمایم آقا مجید گفتند،گریز که هیچ،من یه ریز می‌زدم چون هیچ کنترلی نداشتم و نمی‌توانستم باور کنم.

که می‌توانم مواد مصرف نکنم و شربت مصرف کنم.من شربتم را مصرف می‌کردم و شیشه هم می‌کشیدم ولی بعد مدتی به خودم آمدم و پیش خودم گفتم که باید اینجا درمان شوی چون راه درمان هم هست و سند بدون نقص درمان شدگان نیز اینجا هست اعم از سفر دومی‌ها و خدمت گذاران.یادم می‌آید که آقا مجید دستور ترک کار به مدت یک ماه به من دادند و من ده روز کامل در خانه ماندم،که آقا مجید بعد از 10روز حکم را شکستند و دوباره به من اجازه‌ی کار دادند.به این دلیل که محیط کار از خودم بود و فقط خودم بودم،آنجا محیط بسیار خوبی بود برای مصرف کردنم و بعدازآن دستور راهنما،دیگر خوب به سفرم ادامه دادم.در اینجا یاد گرفتم که هیچ‌وقت فصل اول زندگی خودم را با فصل پنجم بقیه افراد،مقایسه نکنم و هیچ‌وقت غبطه به شرایط و وضعیت کسی نخورم.ما در سمنان کسی را نداریم،فقط خودمان هستیم و خدای خودمان.از آن موقعی که آمدم به کنگره دوستان زیادی پیدا کردم،دوستانی که واقعاً به آن‌ها می‌بالم.امروز پیش خودم فکر می‌کردم که توی این دو سال و نیم که به کنگره آمدم،اگر نمی‌آمدم به اینجا برایم چه اتفاقی می‌افتاد،آیا سالم بودم و یا اصلاً پیش خانواده‌ام بودم؟؟؟در زمان مصرف پلیس زیاد به من گیر می‌داد و دو سه بار که من رو نگه داشت،خدایی شد که با مواد و ادوات مصرف،من را نگشتند و متوجه نشدند. خدا شاکرم که الآن زندگی بدون دود را تجربه می‌کنم و در اینجا سیگارم هم درمان شد.در ابتدا از آقای مهندس دژاکام و خانواده‌ی محترمشان از ایجنت ، اسیستانت محترم ، مرزبان‌ها، کمک راهنمای خودم،هم‌سفرم، آقای حافظی و دیگر راهنماهای محترم که من را یاری نمودند تشکر می‌کنم و در آخر سپاس گذارم از همسرم که من رو تحمل کرد و بستری را برایم به وجود آورد تا بتوانم خدمت کنم.

خلاصه سخنان همسفر خانم هانیه :

همسفر هانیه:  من حدوداً یک ماهی میشود که به خاطر یکسری مسائل،در کنگره حضور ندارم ولی خب هر هفته،لحظه‌به‌لحظه جلسات همسفران را در سایت پیگیر بودم و امیدوارم که دوباره شرایطم فراهم شود که بتوانم به کنگره برگردم.خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جایگاه قرار گرفتیم و خوشحالم برای مسافرم،که رهایی از دام اعتیاد را تجربه کرد با دارویی که برای ما واقعاً معجزه‌آسا بود.خدا را شکر می‌کنم برای وجود تک‌تک شما مسافران و همسفران عزیزان،برای تعریف و تمجیدهایی که از مسافرم کردید،شرمنده شدم و واقعاً بغضم گرفت.امیدوارم که از این به بعد زندگی ما به بهترین شکل ممکن پیش برود.من در قسمت همسفران،مادران و همسرانی را دیدم که چه رنج و مشقتی را تحمل نمودند تا مسافرانشان به رهایی برسند که من به‌شخصه،این سختی‌ها را نکشیدم به این دلیل که مسافر من برحسب آبرو و خیلی چیزهای دیگر،سعی می‌کرد مواد مخدر را از من مخفی کند.

البته به خیال خودش،زیرا من به خاطر اینکه پدرم مصرف‌کننده بود خیلی علائم و چیزها که نمایانگر مصرف بود را می‌دانستم،و می‌دانستم که مسافرم مصرف‌کننده بود.در عین این 13 سال که با او زندگی کردم،این مسئله را درک کردم ولی خب،به زندگی و آینده‌اش امیدوار بودم و نخواستم که کار به جدایی بکشد.همچنین وجود بچه‌هایمان،باعث می‌شد که زندگی‌مان مستدام شود حتی باوجوداینکه مسافرم مصرف‌کننده بود.خدا را شاکرم برای امروز و خوشحالم که در بین شما هستم و این رهایی را برای تک‌تک مسافران سفر اولی آرزو دارم.تشکر می‌کنم از راهنمای عزیزم ،که امروز به علت پاره‌ای از مشکلات،در اینجا حضور ندارد.متشکرم از جناب آقای مهندس و خانواده‌ی ایشان،از اسیستانت محترم خانم منصوری و ایجنت محترم آقای ربیعی،از مرزبانان گروه خانواده و مسافران،تمامی کمک راهنماهای عزیز چه در قسمت همسفران و چه در قسمت مسافران،که واقعاً جور من رهجو و تمامی مسافران را می‌کشند و با تلاش و صبوری که در وجودشان نهفته،با ما پیش می‌آیند و در آخر این روز زیبا را به آقای مجید دربانی تبریک میگویم که در این مدت ایشان از وقت خویش گذشتند تا مسافر من بتواند به بهترین شکل سفر اولش را به پایان برساند و وارد سفر دوم شود.از تک‌تک شما عزیزان که وقت گذاشتید و به حرفه‌ایم گوش دادید سپاس گذارم.

اهدای نشان یک سالگی

 ادامه این مراسم و جشن بسیار زیبا به روایت تصویر؛
















خدمت گذاران جلسه

نگارش در وبلاگ

عکاس و نگارش




تنظیم گزارش : مسافر علی عربی




نوع مطلب : تولد ...، 
برچسب ها : شربت اوتی، کارگاه آموزشی، شربت تریاک، تنها راه درمان اعتیاد،
لینک های مرتبط : وبلاگ‌ نمایندگی سمنان،
پنجشنبه 26 بهمن 1396 03:29 ب.ظ
ایمان بدون محبت.. به تعصب میانجامد.

سلام..
.
.
.
خداقوت..
شنبه 14 بهمن 1396 07:52 ب.ظ
سلام.
عرض تبریک به راهنمای گرامی و اقا مسعود
خداقوت به وحید عزیز برای عکس های زیبا و نگارش متن.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :