تبلیغات
وب لژیون هفتم نمایندگی سمنان؛ آقای مجید دربانی - حس رهایی
 
وب لژیون هفتم نمایندگی سمنان؛ آقای مجید دربانی
درمان اعتیاد و سیگار ...
درباره وبلاگ


درمان اعتیاد و سیگار در کنگره60 نمایندگی سمنان

مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ؛علی عربی
شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : مسعود غلامی
با سلام
تاریخ 13/11/1395 روزی بود که به آکادمی رفتیم و به اتفاق همسفرم گل رهاییمان را پس از 13 ماهو 12 روز سفر ، از دستان مردی از جنس نور دریافت کردیم .

             

                                                     
خوب من قبل از این هم برای رهاییه داداش لژیونیهام به آکادمی رفته بودم و حس غریبی نداشتم و واقعا الان که دارم از حس رهاییم مینویسم  بسیار خوشحالم و حس امنیت میکنم که بعد از 20 سال تخریبی که داشتم الان  بدون نیاز به مصرف مواد ، روزم را سپری میکنم چون من در زمان مصرفم حتی ساعتی را بدون داشتن مواد نمیتوانستم سپری کنم و تمام تلاش خود را میکردم که همیشه موادم زیر سرم باشد که مبادا خمار بشوم . حس میکنم تنها کار بزرگ و درستی که توی زندگیم به نحو احسن انجام دادم  و تنها مشکلی که ریشه ای حل کردم  همین اعتیادم بود و از این بابت احساس غرور میکنم البته غرور از سر آگاهی نه از بابت منیت.
         
                
 
خالصانه بگویم به غیر از حسهای خوبی که دارم گهگاهی حسهای بدی نیز آزارم میدهند ، حس اینکه 20 سال از بهترین سالهای عمرم به بطالت گذشت ، حس اینکه بیشتر دوستان خوبم  را به خاطر مصرف مواد از دست داده ام( دوستان قبل از اعتیادم ) و دوستان دوره اعتیادم نیز دگر نیستند که البته طبیعی است ، حس اینکه چه چیزهایی را از دست داده ام  و چه پلهایی که پشت سرم خراب کرده ام آزارم میدهد ، حس اینکه میتونستم همه چیز داشته باشم و هیچ چیز ندارم حس اینکه تو سن 40 سالگی حتی با خودم یر به یر نیستم و باید برای بدست آوردن کدامین رفته ، بجنگم  .
اکنون با باز شدن صفحه ای دیگر میخواهم بگویم آنچه که از کنگره ، از این منبع نور آموخته ام که پایان هر فصلی ، سرآغاز فصلی دیگر است و زندگی ادامه دار است و ما در کنگره در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه نمیدانیم و با آموزشهای کنگره فهمیده ایم که این افکار منفی و حسهای منفی برگرفته از حقه های نفس ماست که شمشیری چوبین  بدستمان میدهد برای جنگ و اینجاست که به خودم میگویم که آیا با شمشیر چوبی میتوانی به جنگ بروی و سرافراز باشی؟ پس اگر نمیتوانی با افکار منفی مقام انسانیه خودت را پایین نیاور چون یاد گرفته ای که دروازه ورود به آرامش به حال خوش به  محبت خداوند که بالاترین ارزش دوستی را داراست با دوری از ناامیدی ، یاس ، حسرت ( کلا کارهای ضد ارزشی )  ، مهیا خواهد شد . و یاد گرفته ایم که پندار سالم و گفتار سالم و عمل سالم را سر لوحه تمام کارهای خودمان قرار بدهیم و جستجو گر باشیم و آموزش بگیریم  تا بر بام آن مسلح برویم و آن موقع است که عظمت را خواهیم دید.                                                       
                 یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور       کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور



آری ما جزء شنهای روانی هستیم که وقتی به کنگره وصل باشیم یعنی به دریا نزدیکیم و میتوانیم دریایی باشیم ، دریایی فکر کنیم و دریایی زندگی کنیم . من بیشتر از رهاییم از وصل بودنم به کنگره خوشحالم چون به نظر من تنها با گرفتن گل رهایی فقط قطع مواد شده ام واگر بعد از رهایی به یادگیری  و خدمت در کنگره پایبند نباشم  ادامه مسیر برایم دشوار خواهد بود و به خاطر همین است که باید بعد از قطع مواد با آموزشهای ناب کنگره جهانبینیه خود را بالا ببریم که این افکار منفیه مقطعی نتوانند اختیار ما را بدست گیرند چون در سفر دوم  باید به حسهای منفی که به سراغمان می آید غلبه کنیم و بدانیم که بیشتر از قبل باید فرمان بردار راهنمایمان باشیم تا به فرماندهی نزدیک شویم .  حس رهایی حس بسیار زیباییست که تا تجربه نکنید درک آن دشوار است ولی من از حسهای منفی گفتم که همه ما با آنها دست و پنجه نرم میکنیم چون همه ما یک درد مشترک و تقریبا تخریبهای مشترکی داریم  که تازه  در سفر دوم میفهمیم که با خود و خانواده و جامعه چه کرده ایم و با گرفتن گل رهایی تازه ، کار ما شروع میشود و خود من بتوانم فرق شور را با شعور بفهمم  ولی خداوند راهی جلوی ما باز کرده که اگر صبر پیشه کنیم و اراده کنیم و طبق فرمان پیش برویم دو چندان آن را بدست خواهیم آورد . به امید روزی که کنگره جهانی بشود و نور خداوند به همه آنهایی که خواستار رهاییند بتابد که آزاد و رها شوند .
 در آخر از راهنمایم جناب آقای دربانی  تشکر میکنم که خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم از راهنمای همسفرم  خانم جندقیان تشکر میکنم و از جناب مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این بستر را بوجود آوردند و وسیله ای شدند برای رهاییه امثال من که خواستار رهایی بودیم و در راس از خداوندم شاکرم  که با خواست قوی که داشتم نیروهای منفی را از من دور کرد تا طعم خوش زندگی را بچشم.

مسافر مسعود
لژیون آقای مجید دربانی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 اسفند 1395 01:26 ب.ظ
سلام.
.
.
.
.
تبریک برای اقای مسعود وتبریم به اقای دربانی
خیلی زیبا حس رهایی را توصیف نموده اید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :