تبلیغات
وب لژیون هفتم نمایندگی سمنان؛ آقای مجید دربانی - کاخ شیشه ای سنگ شیشه ای
 
وب لژیون هفتم نمایندگی سمنان؛ آقای مجید دربانی
درمان اعتیاد و سیگار ...
درباره وبلاگ


درمان اعتیاد و سیگار در کنگره60 نمایندگی سمنان

مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ؛علی عربی
نظرسنجی
آیا از وب سایت ما و به روز بودن آن رضایت دارید.؟








دوشنبه 21 تیر 1395 :: نویسنده : محمد امینی



سال‌ها بیمار مواد مخدر سنتی بودم، خوشحال از این‌که هیچ‌کسی حتی تصور هم نمی‌کند که من دچار این بیماری باشم، سرخوش به آن دامن هم می‌زدم تا این‌که به دلیل جهل و ناآگاهی باکمال میل و رغبت مشتاق تجربه مصرف شیشه نیز بودم، متأسفانه این اتفاق در زندگی‌ام رخ داد.




سال‌ها بیمار مواد مخدر سنتی بودم، خوشحال از این‌که هیچ‌کسی حتی تصور هم نمی‌کند که من دچار این بیماری باشم، سرخوش به آن دامن هم می‌زدم تا این‌که به دلیل جهل و ناآگاهی باکمال میل و رغبت مشتاق تجربه مصرف شیشه نیز بودم، متأسفانه این اتفاق در زندگی‌ام رخ داد.

این مصرف و پیامدهای آن در ذهنم خوش نشست اما متأسفانه در آن سال‌ها این‌همه اطلاعات و آگاهی در مورد این ́ا́برشیطان وجود نداشت و اگر هم اطلاعاتی هم بود پاسخ‌گوی ذهن بیمار، جاهل و بی‌دانش و هم‌چنین لذت‌جو و تنوع‌طلب من نبود اما دراین بین حتی تصور می‌شد که برای چاقی مفرط مفید بوده و در برخی از آرایشگاه‌ها و باشگاه‌های بدن‌سازی هم استفاده می‌شد.

اما اولین برداشتم این بود که می‌توان به کمک این هیولا در زمان لزوم به جنگ مواد سنتی هم رفت؛ چراکه نیم‌نگاهی هم به ترک مواد مخدر هم داشتم، جالب بود زمانی که شیشه مصرف می‌کردم، بدن و جسم من کمترین نیاز را احساس می‌کرد و این کشف بزرگی برای من محسوب می‌شد به همین خاطر هرروز نسبت به این دشمن بشریت وابسته‌تر می‌شدم.

روند مصرف شیشه ادامه پیدا کرد تا این‌که متوجه شدم از تریاک استفاده نمی‌کنم تا اینکه گل بود و به سبزه نیز آراسته شد. با تفکر غلطی که با مصرف شیشه به‌راحتی از تریاک جدا می‌شوم مجدداً به سمت تریاک رفتم اما دیگر آن حجم مصرف تریاک لذت سابق را برایم نداشت و مصرف تریاک هم بیشتر شد و از طرفی تا حدودی اثرات یکدیگر را خنثی می‌کردند تا این‌که به پیشنهاد یکی از دوستان شیره نیز به آلبوم حماقت‌های من اضافه شد.

با مصرف شیشه سرعت من درحرکت در ضد ارزش‌ها بیشتر شد و من ظرف چند ماه از 105 کیلو به 75 کیلو کاهش وزن داشتم و روزانه از تریاک و شیره و شیشه سه گرم استفاده می‌کردم یعنی جمعاً 9 گرم و حتی در برخی موارد به دلیل کمبود وقت و یا مکان هر سه را می‌خوردم، دیگر هیچ‌کدام از لباس‌ها برایم مناسب نبود بعدها متوجه شدم در بین اثرات سوءمصرف مواد مخدر کاهش وزن بهترین آن‌ها بود.

رفتارهای ناشی از مصرف مواد مخدر که از من سر می‌زد باعث شد جایگاه اجتماعی‌ام را از دست بدهم؛ چراکه تا قبل از این در جمع 50 نفری محل کار من نفر دوم محسوب می‌شدم، محل کارم تغییر کرد و در آنجا ناخواسته رفتارهای پرخطری از من بروز می‌کرد که باعث تشویش و نگرانی همکارانم می‌شد هنوز که از آن خاطرات حرف به میان می‌آید برایم غیرقابل‌تصور است.

بروز رفتارهایی مثل عدم کنترل بر دست‌وپا و حتی چشم، در اکثر مواقع توان بالا بردن قاشق یا لیوان را نداشتم ناخواسته قاشق از بین انگشت‌هایم رها می‌شد، این اتفاقات در حین غذا خوردن یا هنگام کار عادی شده بود، پرحرفی نیز یکی از عادات بد من شده بود و من در مورد همه‌چیز اظهار فضل می‌کردم و به هیچ‌کس اجازه حرف زدن نمی‌دادم. فقط و فقط دانسته‌ها و گفته‌های من درست بود، ارزش‌های من ارزش و ناهنجاری‌های من ناهنجاری بود غیر از من هر چه وجود داشت غلط بود و بدون شک در اولین فرصت باید اصلاح می‌شد چراکه من درک دیگری از زمان داشتم و همیشه وقت کم می‌آوردم شبانه‌روز برای من 12 ساعت شده بود برای همین همیشه به دنبال سرعت بودم.

فراموشی نیز یکی از صفاتی بود که توسط مواد مخدر کسب کرده بودم با کیف، کت و کاپشن بیرون می‌رفتم بدون آن‌ها و یا با مقداری پیچ و مهره یا لوازم‌یدکی اسقاطی خودرو و غیرقابل استفاده بازمی‌گشتم و به بهانه شستن و تمیز کردن اتومبیل ساعت‌ها وقت تلف می‌کردم و در این کار آن‌چنان دقیق می‌شدم که حتی نقاطی را که شرکت زمان مونتاژ به آن‌ها هیچ توجهی نمی‌کند موردتوجه من قرار می‌گرفت و ناخودآگاه می‌دیدم بسیاری از قطعات خودرو را از هم جدا کرده‌ام و کلی وقت برای سرهم کردن آن‌ها صرف می‌کردم و یا به بهانه تعمیر لوازم‌خانگی آن‌ها را اوراق کرده و درنهایت مجبور بودم برای تعمیر به نمایندگی آن‌ها مراجعه کنم.

درواقع به‌واسطه مصرف شیشه دچار تغییر و تحول اساسی شده و هیچ شناختی از آن نداشتم، این فرد جدید کاملاً غیرقابل‌پیش‌بینی شده بود، هیچ‌کس و هیچ‌چیز در کنارش آرامش و امنیت نداشت. روزها و ساعت‌ها بی‌خوابی و بدون هیچ وعده غذایی و یا در نقطه مقابل خواب‌های عمیق و طولانی و غذا خوردن‌هایی که واقعاً شگفت‌انگیز بود. بدنم همیشه سرد و پیشانی‌ام مملو از نقاط عرق سرد بود که هیچ‌وقت به پایین چکه نمی‌کرد و این بزرگ‌ترین نکته نامفهوم ذهنم بود و پاسخی برایش نمی‌افتم و این‌که چرا لاله بیرونی گوشم همیشه قرمز بود و خشکی دهانم که عمده دلیل خرابی لثه و دندان‌هایم شد.

من در خانواده‌ای پا به عرصه گزارده بودم که رعایت آداب و رفتارهای اجتماعی جز خطوط قرمز محسوب می‌شد و من واقعاً به این اصول و چهارچوب‌ها پایبند بودم اما بی‌تعادلی‌ها و رفتار زشت و ناپسند ناشی از مصرف شیشه باعث شد حریم بین من و خانواده و همچنین والدینم شکسته شود و من همچنان شرمنده آنان از این رفتارها باشم.

همهٔ این‌ها باعث شکسته شدن من شد، شکست غرورم، اعتبارم، حیثیت و آبروی خانوادگی‌ام و هرآن‌چه که در طی سال‌ها ساخته بودم شکست و آوار شد، دقیقاً با یک کلنگ شیشه‌ای به جان کاخ شیشه‌ای وجودم افتادم و آن را نابود کردم کاخ وجودم که می‌شد صاف و صیقلی بماند و آیینه تمام نمای وجودم باشد.

در کنار من خانواده‌ام نیز همهٔ این تاوان‌های سنگین را با صبوری پرداخت کردند، بارهای بار از خودم پرسیدم چرا این مسیر؟؟؟!!!!!! اما هیچ جوابی برای آن پیدا نکردم که حداقل بتوانم خودم را توجیه کنم!

شب‌هایی که همسرم و دخترم با ترس و اضطراب درب اتاق را قفل می‌کردند و شب را به صبح می‌رساندند به امید این‌که من به محل کارم بروم! هر زنگ تلفن مرا به تشویش می‌انداخت، با هر صدای آرام دچار شک و تردید می‌شدم.

شاید گفتن و شنیدن این حرف‌ها تکراری و شاید آزاردهنده باشد و حتی ممکن است در برخی موارد خنده‌دار و مضحک به نظر برسد اما واقعیتی است از روزگاری تلخ که بر یک خانواده گذشته و این اتفاقات جزئی از خاطرات یک خانواده شده که با هیچ پاک‌کنی نمی‌توان آن را پاک کرد چراکه مثل یک میخ در دیوار یک زندگی فرورفته و سوراخ آن تا به ابد پیدا خواهد بود.

برای من تمام لذت مصرف شیشه حین مصرف بود و بعد از مصرف سردی دست‌وپا و بی‌خوابی ناشی از آن، منفورترین حالت روی زمین برای من بود و من برای خلاصی این حالت‌ها مجدداً مصرف می‌کردم و همین تکرر مصرف خسارت‌های سنگینی برمن وارد کرد که پس از سال‌ها در مغز، سیستم عصبی و کبد بسیاری از اثرات سوء آن را در بخش‌های مختلف شاهد هستم، مثل لکه‌های قهوه‌ای‌رنگ در نقاط مختلف پوست و یا زگیل‌های پوستی که در اطراف گردنم به وجود آمده یا به‌عنوان‌مثال انعقاد خون خوب قبل از مصرف و زخم‌هایی که به‌سرعت جوش‌خورده و بهبود پیدا می‌کردند اما در زمان مصرف و بعد از شیشه اصلاً این حالات را نداشتم اما الان پس از گذشت سال‌ها و عدم مصرف تمام این موارد رو به بهبودی گذاشته و در حال درمان است.

با همهٔ این‌ها به لطف خداوند و کنگره و قرار گرفتن در مسیر از آن روزهای بد بسیار فاصله گرفتم و با تمام تلاش به دنبال تکمیل درمان بوده و سعی می‌کنم در راه تعادل و ارزش‌ها قرار بگیرم و امیدوارم همه بیماران مواد مخدر علی‌الخصوص بیماران شیشه راه درمان و سلامت خود را یافته و در آن مسیر حرکت کنند که بهترین راه برای آن کنگره 60 است.


نویسنده مسافر امید لژیون آقای احمد جعفری (لژیون ششم)

نمایندگی آکادمی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلبداغ کن - کلوب دات کامShare




نوع مطلب : دلنوشته ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 تیر 1395 12:28 ب.ظ
سلام و احترام خدمت مدیر محترم وبلاگ

به تازگی فروشگاهی راه اندازی کردیم که میتوانید محصولات خوبی با قیمت مناسب سفارش بدید

مارک خوب MP3 Player فقط 14000 تومان
دستگاه برقی دفع حشرات 18000 تومان
ماساژور ، ساعت LED ، عینک و وسایل دیگه....

خودتون بیاید قیمت ها رو ببینید چقدر مناسبه

منتظرتون هستیم!


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :