تبلیغات
وب لژیون هفتم نمایندگی سمنان؛ آقای مجید دربانی - دلنوشته ...
 
وب لژیون هفتم نمایندگی سمنان؛ آقای مجید دربانی
درمان اعتیاد و سیگار ...
درباره وبلاگ


درمان اعتیاد و سیگار در کنگره60 نمایندگی سمنان

مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ؛علی عربی
نظرسنجی
آیا از وب سایت ما و به روز بودن آن رضایت دارید.؟








چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : مسعود غلامی





قسمت اول ...

باوری در ناباوری

13 سال بود که تریاک مصرف می‌کردم و تا تاوَن زمان به روش‌های مختلف چند باری اقدام به ترک آن کردم  که نتیجه‌ای در برنداشت و پس از گذشت مدت‌زمان کوتاهی دوباره شروع می‌کردم به همین دلیل فکر ترک تریاک را از ذهنم بیرون کرده بودم ولی مصرف آن نیز برایم لذتی نداشت و بیشتر سعی در منظم کردن زمان و مقدار مصرفم می‌کردم که فقط قیافه‌ام زود خراب نشود زیرا ازدواج‌کرده بودم و نمی‌خواستم خانواده خودم و همسرم به اعتیاد من پی ببرند. ولی با تمام این حرف‌ها  در دل خود ایمان داشتم که فقط خداوند است که می‌تواند مواد را از من بردارد و تنها اوست که جلودار واقعی است ...



ولی ایمان بدون عمل مانند ظرفی است تهی که به درد نمی‌خورد و هیچ فایده‌ای ندارد. با آشنا شدن با شیشه ایمانم ضعیف‌تر هم شد و به‌جایی رسیدم که با شغل تقریباً پردرآمدی که داشتم ، انبوهی از کارهای عقب‌افتاده ، نامنظم شدن ساعت کاریم و به هم ریختگی اوضاع مالیم و مشکلات متعددی که داشتم ، کاملاً بی‌خیال بودم و فکر و ذهنم فقط تهیه مواد و مصرف آن بود و ازنظر مکان کشیدن هم  مشکل نداشتم زیرا همیشه در دفترم مصرف می‌کردم

سال 1388 بود که دوستی مسیحی را ملاقات کردم که بعد از چند سری رفت‌وآمد کاملاً در جریان اعتیاد من قرار گرفت و بعدازآن راجع اینکه خدا محبت است و از لطف و کرم و بخشش عظیمش برایم گفت و گفت که خودش به انواع مواد مخدر اعتیاد داشته چگونه نسبت به نعشگی حریص بوده و هر مواد جدیدی که می‌آمده امتحان می‌کردم و سالیان سال هر شب از سردرد دستمال به سر می‌بسته تا بتواند ساعتی بخوابد و با این احوالات چگونه خداوند یک‌شبه او را شفا داده و چهار سال بود در شادی خداوند شریک بود حال خوشی را که همه ما به دنبالش هستیم دارا بود و به قول خودش دور همه‌کاره‌ای ضد ارزشی را خط کشیده بود

ایشان از فواید دعا و اثرات دعا به درگاه خداوند برایم صحبت کرد و گفت اگر با پشیمانی و ندامت کامل از کرده‌هایمان به حضور خداوند برویم و دست دعا به درگاهش دراز کنیم  و با تمامیم دل‌وجان او را وارد قلب و دلمان کنیم محال ممکن است دست‌خالی برگردیم زیرا هرکدام از ما بدنه خداوند را می‌سازد چون خداوند از روح خودش در هر انسانی دمیده است و... 

بله من برای صحت گفته‌هایش سندی بدون نقص تر از خودش پیدا نکردم و در ضمن چه امری بهتر از  متوسل شدن به درگاه  خداوند ، خداوندی که هر دردی را دواست محبتش بیکران است و وعده او دروغ نیست هیچ کژی در او جایی ندارد ، نور مطلق است ، از ازل بوده و تا ابد نیز خواهد بود ، حضورش برکت و نعمت است و نبودنش تاریکی و ظلمت .

دریکی از شب‌های همان دوران به‌اتفاق نشستیم و دست به دعا شدیم و از حضور خداوند با پشیمانی از گذشته‌ام اشک ندامت و شرمساری ریختیم و طلب بخشش کردیم با تمام ایمانی که به خدا داشتم ولی گناهکار بودم و انتظار شفایش به رام سخت بود ولی در ناباوری تمام در حین دعا حس کردم دستانی دستم را لمس کرد در یک آن لال شدم و گیج و مبهوت چشمانم را باز کردم و دوستم را دیدم که  دورتر از من در حال نیایش پروردگار هست.

این مطلب ادامه دارد ...

بااحترام 

مسعود غلامی





نوع مطلب : دلنوشته ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 تیر 1395 11:59 ب.ظ
سلام مرسی دادش گلم خیلی جالب بود منتر قسمت بعدی هستم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :