وب لژیون هفتم نمایندگی سمنان؛ آقای مجید دربانی
درمان اعتیاد و سیگار ...
درباره وبلاگ


درمان اعتیاد و سیگار در کنگره60 نمایندگی سمنان

مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ؛علی عربی
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : مسافر مجید





همانطور که خداوند میگوید: گویی طبیعت در بهار متولد می‌شود، در تابستان وضع حمل می‌کند و در پاییز و زمستان به خواب می‌رود؛ كه برابر است با یک مرگ طبیعی؛ بعد از زمستان 2 مرتبه در اول بهار، گیاهان زنده می‌شوند، شکوفه می‌زنند و دوباره تولید و میوه و برگ و بر دارند. کلمه احیا کلمه‌ای‌ست که در عنوان کنگره60 است. ما می‌گوییم کنگره60 كه مخفف آن است، ولی نامی که بر کنگره60 است، جمعیت احیای انسانی کنگره60،ما جمعیت احیای انسانی را استفاده نمی‌کنیم، فقط کنگره60 را استفاده می‌کنیم.


بطور کلی بیانگر این است که کنگره60 کارش احیاست. احیای کی؟احیای انسان. کلمه احیا در کتاب آسمانی خودمان قرآن هم خیلی استفاده شده است. مثلا در سوره بقره آیه 28 میگوید: کیف تکفرون بالله و کنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون. چگونه تکفیر می‌کنید خداوند را،شما مردگانی بودید، ما شمارا احیا کردیم (در زنده شدن مردگان از کلمه احیا استفاده شده است) یا چیزی که واقعا تخریب شده و نابود شده و می‌خواهید دوباره درست کنید، احیا می‌شود. ( سپس شما را می‌میرانیم و پس از آن زنده می‌کنیم)

یحیی همان حی است.یعنی زنده شدن.حی علی الصلوه،حی علی الفلاح،به معنی بشتابید نیست،به معنی زنده می شوید.

وقتی انسانی دچار مصرف مواد مخدر می‌شود، معمولاً کم از مردگان نیست. شاید عده‌ای باشند در حد معقول و منظمی تحت شرایط یک نظمی باشند و آن هم در فرهنگ قدیم بود؛ ولی اصولا در این شرایط بعضی مصرف کنندگان این‌قدر در تخریب پیشرفت می‌کنند که مردگان بر آنها ارجحتر هستند. چون مردگان لااقل کاری ندارد و او را زیر خاک می‌کنند، تمام می‌شود. نه اذیتی و نه آزاری دارد. ولی یک معتاد تبدیل می‌شود به یک مصرف کننده بی مصرف، و جز اذیت و آزار برای خود و خانواده و جامعه چیز دیگری ندارد. البته یک مقداری،نمیتوانیم بگوییم همه مصرف کنندگان اینطوری هستند.لااقل یک عده قلیل و یا عده کثیری اینجوری هستند.

بحث امروز ما بحث احیا کردن است. از زمان قدیم خیلی می‌خواستند احیا بکنند، ولی این احیا انجام نشده و احیا یک سازو کار دارد. گرچه نمی‌شود انسان را با زباله مقایسه کرد، ولی اینجا ایرادی ندارد. شما می‌خواهید که زباله ها را بازتوانی کنید،یا احیا کنید. برای این‌کار زباله ها را به جایی می‌برید و دپو می‌کنید و کارخانه تجزیه می‌کند. جدا می‌کند، فرایندی انجام می‌گیرد و احیا می‌شود. شما نمیتوانید برای احیا کردن زباله ها، آنها را در یک محوطه ای برای 3 یا چند ماه نگه دارید و بعد به شهر برگردانید و بگویید احیا شده‌اند. یا آب فاضلاب را در استخری بریزید بعد از مدتی بگویید كه احیا شده است.

منظور من اینست که برای بازسازی و بازپروری معتادین این نیست که شما همه را جمع کنید و در جایی نگه دارید و بعد 3 ماه بگویید اینها خوب شدند و وارد جامعه کنید، این احیا نشده است. احیا شدن یک فرایندی دارد و برای خودش سازو کاری دارد. همینجوری نمی‌شود؛ 5 هزار مصرف کننده را بردارید و ببرید دپو کنید و بعد می‌خواهید احیا کنید، بعد 3 ماه همه را آزاد کنید. در آن شرایط که خیلی چیزها را بلد نبودند، یاد می‌گیرند.
در گذشته یکی بود تریاک مصرف میکرد،در محلی که دپو کردی تزریق هروئین را یاد میگیرد. یاد میگیرد در نبود موادمخدر، چه جوری برای خود مواد مخدر تهیه یا درست کند. مثل درست کردن یک ماده منفجره از وسایل آشپزخانه که در بعضی فیلمها دیده اید. بنابراین شخص مصرف کننده، که مصرفش تریاک بوده حالا یاد میگیرد برای خودش مواد درست کند و حتی وارد باندهای توزیع مواد هم بشود. قبلاً تریاک میفروخته، الان شیشه و هروئین می‌فروشد و وارد یک گروه سازنده شیشه می‌شود. بنابراین احیا شرایط خاص خودش را دارد.
صحبتهایی را که میخوانم صحبتهایی است بین استاد وشاگرد،(6/3/85) است.

استاد: امیدست که در آینده بتوانی به عهد خودتان در زمینه های مورد نظر وفا بنمایید.( عهدی که بسته شده است کمک به سایر بیماران برای درمان اعتیاد) و طبق فرامین بتوانید به این وظیفه مهم لباس عمل بپوشانید.کارهایی که انجام شده بسیار خوبست واین در دراز مدت برای همگان نتایج مطلوبی به ارمغان می آورد.احیا یعنی بازتوانی در ابعاد مختلف و تثبیت آن و این کار ممکن نمی‌شود مگر در ادامه طعام بهتری مهیا میگردد،یعنی کامل شدن اجزای مثلث.

احیا یعنی باز توانی. بازتوانی چی؟در ابعاد مختلف. بازتوانی در این نیست که شما فقط ماده مخدر را ازش بگیری. بازتوانی در قسمت فیزیولوژی هم باید انجام بگیرد. در قسمت جسم، روان و در اندیشه و تفکر هم باید انجام بگیرد؛ در قسمت ورزش هم باید انجام بگیرد. پس احیا یعنی بازتوانی در ابعاد مختلف. دپو کردن عده ای در یك جا و جمع آوری آنها از سطح شهر فقط ظاهر شهر را قشنگ می‌کند، البته اگر در این فاز بخواهیم نگاه کنیم خوب است. ولی اینکه تصور کنیم ما اینها را جمع کردیم تا درست شوند، نمی‌شود. كمپ هم همیتطور هست 3،6 ماه حتی10 سال در کمپ بگذارید درست نمی‌شوند، احیا نمی‌شوند. مثال زباله، مثال خوب و روشنی بود. وقتی می‌خواهیم زباله ها را احیا کنیم، حتما باید جای خاصی بروند،تفکیک شوند،کاغذها،پلاستیکها،شیشه‌ها باید از هم جدا شوند، کاغذها خمیر، موادپلاستیکی آسیاب و شیشه باید ذوب شوند تا احیا شوند.

بعد می‌خواهیم یك عده را یک جا دپو کنیم و بعد ولشان کنیم،خوب نمی‌شوند.نمی‌خواهم بگویم ما با کمپ مخالفم، کمپ لازم و خوبست. وقتی کسی حرف حساب سرش نمی‌شود، زورگیری میکند، شیشه می‌شکند، چاقو برمیدارد و تهدید میکند، اینجا بله. به عقیده من یک کیسه یا گونی هم باید بسرش بکشیم، چهار تا لگد هم بهش بزنیم. یك گرگ یا انسانی به شما حمله ور شد،شما نباید سازش کنید. وقتی گرگ یا سگ هار حمله می‌کند که نمیگویند جمعیت حمایت از حیوانات، یا نباید به گرگ و سگ نازکتر از گل گفت،با سنگ و چوب باید از خودت دفاع کنی. پس اگر این‌گونه تصور کنیم که با دپو کردن اینها، اینها خوب می‌شوند، اصلا اینطور نیست.به هیچ عنوان نیست.

پس احیا یعنی بازتوانی در ابعاد مختلف، وقتی در ابعاد مختلف بازسازی کردیم، حالا باید آن را تثبیت کنیم.
اگر احیا را انجام دادی در همان شرایط بماند، وقتی به رهایی رسید، این ثابت بماند و ماندگار باشد. در شرایط رهایی نباید مواد مخدر دید، دست و پایش بلرزد، نباید شب خواب مواد ببیند و با تمام دوستان قطع رابطه کند. این تثبیت نیست، این تزلزل است. در ابعاد مختلف باز پروری و بازتوانی می‌شود و بعد از آن ثابت بماند و نگه دارد. این کار ممکن نمی‌شود، مگر در ادامه طعام بهتری مهیا میگردد. قبل از کنگره است،حالا که میخواهی احیا کنی،یک طعام بهتری میخواهد.وقتی میخواهی ببری در جایی 3 ماه نگهش داری،موادش را هم قطع کنی،طعامش،قطع کردن مواد در آن شرایطست.اینجا دارد یک تمثیل بکار میبرد.یک راه و روش درست و صحیح و اصولی جدید مهیا شود. وقتی می‌خواهیم احیا کنیم به چند موضوع نیاز داریم:

1_ تمایل به احیا کردن، احیا کننده باید تمایل به احیا کردن داشته باشد. یعنی یک راهنما باید تمایل به رهایی شاگردش داشته باشد، که در کنگره حاضر شود. یک راهنما باید تمایل به خدمت به شاگردش را در لژیون داشته باشد، عشق این کار را داشته باشد.

2- توان احیا کردن را داشته باشد، هم تمایل و هم توان احیا کردن داشته باشد. زمانی من تمایل دارم ولی توان فیزیکی ندارم.

3- علم احیا کردن را بلد باشد، آن دانش احیا کردن را بلد باشد،شخص توان و تمایل احیا کردن را دارد، حالا از چه راه و روشی و از چه متدی؟ آیا آن راه‌کار را دارد؟ فرقی نمی‌کند، مثل مسئله ریاضی می‌ماند. برای حل کردن باید بلد باشید. می‌خواهید حساب و کتاب کنید. باید ضرب، تقسیم، جمع و تفریق بلد باشید. برای كشیدن یك تابلو نقاشی علاوه بر اینكه باید هنرش را داشته باشید. ابزار و قلمو، رنگ و تشکیلات داشته باشید. پس فقط می‌خواهم احیا کنم، قوه قضائیه هستم پدرتان را در می آورم، احیا می‌کنم، جواب نمی دهد. یا من نیروی انتظامی هستم، همه را می‌گیرم می‌برم آنجا و احیا می‌کنم، این احیا نمی‌شود. پس آن‌موقع ما توقع اضافی داریم که حتما پلیس عملیات احیا انجام بدهد،یا قوه قضائیه عملیات احیا را انجام بدهد،کار پلیس و قوه قضائیه احیا کردن نیستباید پلیس و قوه قضائیه بگیرد بدهد بدست سیستم کاهش تقاضا و دست متخصصین، کسانی که ادعای احیا کردن دارند، بدهند به دست آنها و آنها هم احیا کنند.

حالا شخصی میخواهد بیاید احیا شود:

1- تمایل به درمان و یا احیا شدن داشته باشد، میلش و خواسته اش این باشد که درمان رویش انجام بگیرد و در حقیقت نیاز به احیا داشته باشد. وقتی نیاز به احیا دارد،باید تسلیم به احیا کننده باشد.

2- تسلیم به راهنما، یعنی تسلیم به راهنما در حوزه کنگره60، در حوزه قوانین و مقررات کنگره60، در پروتکل درمان. تسلیم به این معنی نیست که بخواهد ازدواج کند، اگر راهنما گفت ازدواج کند، و اگر گفت نکن، ازدواج نکند؛ یا در مورد طلاق گرفتن،راهنما بگوید بگیر،طلاق بگیرد،بگوید نه،نگیرد.اینجوری نه.در پروتکل درمان اینست که کسی که در سفر اولست نمیتواند ازدواج کند.کسی که تحت درمانست نمیتواند ازدواج کند.

در پروتکل کنگره60 میگوید: کسی که تحت درمانست نمیتواند به خارج از کشور سفر کند، حتی اگر حج واجب باشد، نمیتواند برود، اجازه ندارد برود، حالا حج عمره و عتبات عالیات بجای خود. اگر راهنما گفت نرود، نمیتواند برود، کسی میتواند برود که شرایطش را داشته باشد. شما مصرف كننده موادمخدری شما وقتی میخواهی خانه خدا بروی اول خودت را پاک بکن، برو حلالیت بطلب، به کسی بدهکار نباشی، بستانکار نباشی،کسی از دستت ناراحت نباشد و دینی به گردن کسی نداشته باشی، بعد برو. این هم مثل همانست یا تریاک میخوری یا شیشه میکشی، یا عرق میخوری، بهرحال عمل شیطانی انجام میدهی. اگر موادت در خانه خدا گم شد چه کار میکنی؟ شما مصرف کننده شیره هستی، میگویی میروم خانه خدا متادون میگیرم. گرچه دولت هم گفت، کسانیکه مصرف کننده هستند، حج نروند و به ما بگویند. در عربستان اگر 2 نخود تریاک بگیرند 10 سال زندان میکنند؛ و اگر 10 گرم تریاک بگیرند، گردنتان را میزنند، نباید بروید. می‌گویی من میخواهم بروم. راهنما میگوید نرو، میگوید میخواهم بروم.در آنجا متادون و تریاکت گم شد، چه کار میکنی؟ خیلیها تعریف کردند که موقع طواف، شیره‌ام گم شد. در عربستان سعودی شیره و تریاک گم شده، این حرف را کسی می فهمد که خودش مصرف کننده شیره و تریاک باشد. آدمهای معمولی این چیزها را درک نمیکنند، یعنی چه؟ خوب نکش یا نخور. خیال میکنند برای خوشحالی یا کیف میخورد. گفت تمام مراسم حج زمین موند، و دیگر نتوانسته به صفا و مروه برود. چون فوری بیرون‌روی میگیرد و اصلا نمیتواند تکان بخورد. چند سال پیش یک ایرانی در خانه خدا بالا آورد، گردنش را زدند؛ كه در خانه خدا بالا آوردی، کسی که بیرون‌روی داشته باشد، اگر بخواهد به صفا و مروه برود، تکلیف معلوم است. پس نمیشود رفت؛ پس باید تسلیم باشد؛ پس کسی که تمایل به احیا دارد باید تسلیم راه باشد. معلم می‌گوید سه روز سقوط آزاد باید بگویی چشم. اگر بخواهی زیاد حرف بزنی، معلم میگوید از شنبه یا فردا سقوط آزاد، اگر شرایط خاصی باشد، میتوانی بگویی، معذرت میخواهم، من سرکار میروم، بجای دوشنبه، چهارشنبه بروم، و سه روز تعطیل است بتوانم به کارهایم برسم. باید بروی و تسلیم راه باشی. تمایل به درمان نباید از روی شکم سیری باشد. حالا برویم ببینیم چه میشود؟ اوایل شاید از روی شکم سیری باشد. این را قبول دارم. برویم کنگره سر بعضی‌ها را شیره بمالیم و شربت otهم که میخوریم ولی بعد یكی_دو ماه درست شدند.

3- قابل درمان هم باشد. قابل احیا کردن باشد. در محدوده ماهم باشد. شما کسی را که استخوانش شکسته باشد ارتوپد جوشش می‌دهد، ولی اگر استخوانش خرد و خاکشیر شده باشد، آن وقت یك جور دیگری است. فرد باید شرایط احیا را هم داشته باشد؛ آدمی هست که قرص زیاد می‌خورد و تریاک هم مصرف نمی‌کند، آن شرایط احیا را برای ما ندارد. ما کسی را که فقط قرص مصرف میکرد را نمیتوانیم احیا کنیم. اصلا کار ما نیست.

یک نکته جالب هم اینجاست، این را به تجربه فهمیدیم که فرهنگش فرهنگ اعتیاد نیست. فرهنگش، فرهنگ دیگریست. فرهنگش با یک مصرف کننده متفاوت است. هیچوقت خود را جزو مصرف کنندگان نمیداند. همیشه خودش را چیز دیگری میداند. می گوید: من بیمارم،مریضم. نمیداند که یک قرصی صد مرتبه از یک تریاکی و هرویینی بدتر است. بنابراین باید قابل احیا برای ما باشد.

بچه 10_14 ساله برای ما در کنگره قابل احیا نیست. زیر18  سال را نمی‌توانیم درمان کنیم میتوانیم درمان کنیم ولی از نظر حقوقی برایمان ایجاد مشکل می‌کند. خانمی که برای درمان به کنگره می آید اگر همسرش راضی نباشد نمی‌شود درمان شود؛ چون جزو قوانین جاری کشور است. پس باید در قسمت درمان، قابل درمان باشد.1_ نیاز به درمان2_ تسلیم باشد3_ قابل درمان باشد. کسانی هستند با صندلی چرخدار هستند، برای ما قابل درمان نیستند. چون به مشکل می‌خوریم. نمی‌تواند از پله بالا یا پایین برود، 4_5 نفر باید سر صندلی را بگیرند، هزار و یک مشکل دارد و کار درمان کاملا مشخص است. یا اسکیزوفرنی شدید دارد و توهم بالایی دارد و قابل کنترل و مهار نیست، و قابل درمان هم نیست. چون برای ما مشکل ایجاد می‌کند. کسی که می‌خواهد احیا کند، باید تمایل، توان و علم احیا را داشته باشد.

علمی که ما در کنگره60 داریم، متدdst می‌باشد، و با آن سازوکار و دانش سیستم x و الی آخر ما این کارها را انجام میدهیم. پس 1_ احیا کننده2_ احیا شونده3_ طعام احیا ( خوراکی که بایددرمان کننده یا احیا کننده بپذیرد،و این درمان شونده باید بخورد.این طعام باید مشخص باشد.)

خوراک یا طعام هم یك مثلث میشود: علم و دانش آن موضوع را داشته باشد که همان متدdst ضریب0/8 است، شربت ot، جهان بینی 1،2 وجهان بینی کنگره،گوش کردن به CDها و همه مطالب.

بر گرفته شده از وبلاگ نمایندگی آکادمی





نوع مطلب : سی دی های کنگره ...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 04:31 ب.ظ
سلام ممنون داداشم مجید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :